گشت و گذارگشت و گذار

گشت و گذار

2,520تعداد نمایش:
1395/04/06تاریخ:
اگه یه روز بری سفر ، بری ...







اینجا میخوانید در کاشان چه گذشت،چگونه گذشت،چه رنگی و چه مزه ای گذشت
،















قصه از کجا شروع شد







فکر کنم یک سالی بود که پیمان عکس خانه منوچهری رو بهم نشون داد و من خیلی  دلم میخواست سری به خانه های تاریخی  کاشان بزنم و راستش همه سعی میکردند که من رو منصرف کنند اما آخرش با همراهی جدی مهدی موفق شدم که بریم . متاسفانه نمیدونم چرا این تصور میان همه هست که برای سفر حتما باید به خارج از ایران ی شمال رفت اما واقعا رفتن به کاشان و اقامت در هتلهای خیلی خوب اونجا نظر من یکی رو که واقعا عوض کرد و باعت شد که بیشتر و مصمم تر به نقاط مختلف ایران سر بزنم و از اماکن تاریخی دیدن کنم. اون حوض ها با فواره های کوتاه ،اون اتاق ها و پنج دری ها ، شیشه های رنگارنگ وکلا اون حال وهوا به نظرم تکرار نشدنیه.



این که گفتم شروع قصه رفتن به کاشان بود و جالبتر از اون موضعی بود که بعد از اون واقعا با جدیت تصمیم گرفتم از این به بعدتجربیات خوبم  رو از این طریق با شما همراهان خوبم در میون بگذارم. مطمئن هستم که درمیون گذاشتن تجربیات خوب و لذت بخش به خصوص اگر به آشپزی و خرید و این جور چیزها مربوط باشه کلی هیجان انگیزه و انرژی مثبت به همراه خواهد داشت .اینجوری یک دفترچه از خاطرات خوب دارم که همه با هم میخونیمش.



حالاجالبه بدونید که تمامی داستان از یک کوفته شروع شد.کوفته آلو که در رستوران واقعا عالیه خانه منوچهری خوردم.



فکر میکنم تا به حال معروفتین کوفته ای که شخصیت هنری و سینمایی به خودش گرفته بود کوفته هایی بود که عین الله باقرزاده تو کوله پشتی صمد میریخت. اما به نظرم دیگه دوره شهرتش به پایان رسیده و کالکشن جدیدش با دیزاین بهار و تابستان 2016 در رستوران خانه منوچهدی سرو میشه. خانم خوش برخوردی که در رستوران سفارش میگرفتند کلی محبت کردند و در مورد سبک این کوفته به من توضیح دادند. من هم کلی در طعمش تجسس کردم اما هنوز فرصت نشده که درستش کنم اگر قسمت شد حتما قول میدم که با شما هم درمیون بگذارم







برای من بهترین انتخابه، یه اتفاق خوب و دوست داشتنی







به جرات میتونم بگم که کلا مدت ها بود که اینقدر تحت تاثیر طعمی قرار نگرفته بودم. 2 تا کوفته که هر کدوم به اندازه یک پرتقال کوچک بسیار گرد و منظم و بدون اینکه اصلا حتی بخوان فکرشو بکنن که وا برن توی یه کاسه گود چینی  سفید کنار هم نشسته بودند و به هم تکیه داده بودند. اطرافشون رو یه سس گوجه ای خوشمزه گرفته بود که هیچ مخلفاتی توش نداشت. ظاهرا موجه به نظر میرسیدند و جایی برای شک کردن باقی نمیگذاشت. خلاصه اینقدر همه شواهد خوب کنار هم چیده شده یود که حتی من که کلی به این چیزها دقت میکنم اصلا مشکوک نشدم و تازه همش به این موضوع فکر می کردم که با یک اتفاق ساده مواجه میشم و طبق معمول یکیشونو میخورم یا سیر میشم و یا دلم میخواد یه چیز دیگه سفارش بدم. با همین حس خیلی بی تفاوت یک قاشق  از کنارش برداشتم و خوردم و تازه فهمیدم اوضاع از چه قراره ، حالا فهمیدم وقتی شاعر میگه: این دنیا همرنگ رویامه ! یعنی چی.



عالی بود . الان فهمیدم این سس قرمز فقط به عنوان یک پوشش برای اون سس انار ترش و خوشمزه ای هستش که اون زیر پنهان شده و با هر قاشقی که از کوفته برمیداری مقداری ازش میاد بالا تا  طعم اون یک تکه  آلویی که از وسط کوفته داخل قاشق میاد رو کامل کنه. تناسب خیلی خوب بین میزان گوشت و برنج ،عطر سبزی ها  و ادویه هایی که داخلش به کار رفته بود بی نهایت عالی و هماهنگ و کاملا جدا از تمامی کوفته هایی که تا به حال خوردیم بود. یه ترکیبی از طعم های تازه و خنک مثل ریحان و جعفری و طعم هایی گرم و تند مثل زیره و کاری که با ترشی و شیرینی انار و چاشنی آلو و سس گوجه ای فوق العاده بود (بیچاره نگارنده که خودم باشم الان چه حالیه...)



البته لازم به ذکرهست که بنده خودم ید طولایی در پخت انواع کوفته های خاص دارم . این رو باب تعریف از خود نگفتما در وصف دستپخت و سلیقه سر آشپز رستوران خانه منوچهری گفتم که واقعا تونستند من رو سورپرایز کنند. سعادت آشناییشون رو نداشتم اما واقعا بهشون تبریک میگم بابت این همه هنر.



جالبه در غذاهای دیگر منو هم ایده هایی خاص به چشم میخورد . مثلا زرشک پلو با تکه های مرغ و زعفران فراوان وحتی پیازهای پخته کنار مرغ همه با هم مخلوط و قالب گرفته شده بودند که طعم و ظاهر جدیدی داشت. خوراک گوشت و عدس و بادمجان و همچنین  شامی هویج همه جالب و خوشمزه بودند اما نمیتونم امتیاز خاص بودن کوفته رو به بقیه هم بدم.البته منطقیه و همیشه مابین چند غذا هر نفر بنا به ذائفه خودش یکی دوتا رو بیشتر دوست داره.











این ایده که به تازگی خیلی رونق گرفته وبازسازی اماکن تاریخی و طراحی آنها به سبک هتل به نظر من بسیارجذاب و پر طرفدار هست و این استقبال به زودی خیلی بیشتر هم خواهد شد.  



اصولامن عاشق ساختار شکنی هستم  واین نوع تغییر ساختار اصولی در طراحی یک هتل برام بسیار جالب توجه بود. برای مثال  همیشه عادت داریم وارد لابی هتل بشیم اما در این خانه ها ابتدا وارد راهرو یا حیاط های ورودی میشویم و مکان جداگانه ای به عنوان پذیرش هست جالب ترین نکته این است که یکی از سالن های اصلی خانه که عموما سالن پذیرایی بوده است را به عنوان لابی آماده کرده اند.



کلا چند وعده ای که در رستوران منوچهری غذا خوردیم بسیار لذت بردیم. نان تازه ، سبزی خوردن عالی، نوشیدنی های سنتی ماست موسیر و ماست خیار به سبک خاص خودشون (توضیح نمیدم که انشاالله حتما برید و ببینید).، لوسترهای قدیمی بسیار زیبا ، پنجره های رنگی ، برخورد و مهمان نوازی پرسنل همه و همه عالی بودند .



به نظرم اقامت در یک بوتیک هتل  9 اتاقه با امکانات خیلی جالب مثل فروشگاه لوازم سنتی، سینمای اختصاصی، ایوان ها و تراس های مجزا، این همه سکوت و آرامش و هوای تمیز و سالم  و... تجربه ای هستش که همانندش زیاد نیست  و کم نظیره
.















صبح یک روز دیگر از سفر



حس خوبیههههه......، ببینی یه نفر واسه انتخاب تو مصممه








بهتره اینجوری شروع کنم ، زیبا و مجلل، واقعا قدم گذاشتن توش حس خوبیه ... سرای عامری ها یک هتل 5 ستاره با امکانات عالی در کاشان است که حدود 45درصد آن  بازسازی شده و مشغول مرمت باقی این بنای زیبا هستند. کلا این خانه که میتوان به آن قصر گفت هفت حیاط و هشتاد و پنج اتاق کاملا مجهز با امکانات عالی دارد که مورد استقبال زیاد مسافران است. متاسفانه فرصت جوری نبود که از رستوران هتل عامری استفاده کنیم . اما یه کافی شاپ ساده با دیزاین کاملا کافه طور (دیوارهای ساده با رنگهای ملایم سدری و آبی کمی تیره و تابلوهای مدرن و هنری، مبلهای خیلی کوتاه و راحت ، پنجره های زیاد با سکوهای آجری پایین پنجره ها پر از کوسن های رنگی ) واقعا این حس رو میداد که حتما دلمون میخواد باز هم ساعاتی رو در اونجا بگذرونیم. تلفیق سبک مدرن و کلاسیک کافی شاپ کاملا خبر از این میداد که در نهایت سادگی کلی فکر پشتش بوده.



 شیشه های دسته دار و در پیچ دار برای سرو نوشیدنی در یک خانه تاریخی روی سکوهای آجری مسلما خاص است و هر جایی به چشم نمیخورد.



اما جالبه بگم در منوی کافی شاپ های کاشان باقلوا عضو اصلی و جدا نشدنی قسمت شیرین منو است. همینطور که در تهران هیچ کافی شاپی بدون چیز کیک و کیک شکلاتی نمیمونه  فکر کنم در کاشان هم هیچ کافی شاپی بدون باقلوا نمیمونه. سبک جالبی که در باقلوای کاشان به چشم میخورد استفاده  همزمان از پودر بادام فراوان و مغز پسته های سبز درسته بود که علاوه برطعم بسیار عالی خیلی هم چشم نواز بود. به به واقعا دلم خواست ، هوای ابری بعد از ظهر، موزیک ملایم ،مبل نرم و راحت، گل گاو زبانی که واقعا عالی دم شده و یک ظرف باقلوای تازه خانگی با اون پسته ها . واقعا همه چیز بیش از انتظار بود








پنجره ها رو باز کن تا که بتابه خورشید







فردا صبح رو بگم که رفتیم صبحانه و انواع صبحانه های متداول روی میز بود و البته اصلا از سوسیس و کالباس استفاده نشده بود که من واقعا این سبک رو میپسندم.



در گوشه ای از سالن سرآشپز همون موقع املت درست میکردند و هر کس میتوانست از  انواع  سبزیجات انتخاب کنه و املت خوشمزه اش رو بگیره اما من واقعا یه انتقادی دارم . این نوع بنا به دلیل موقعیتی که داشته سالن خیلی بزرگی بابت صبحانه نداره و آشپزی کردن در این سالن باعث میشه که همه لباسهامون بوی غذا بگیره. کلی از صبح دوش گرفتیم و حاضر شدیم و بلافاصله بعد از صبحانه دوباره تمام این مراحل رو تکرار کردیم .



 اما از اونجایی که صبحانه عنصر خیلی مهمی از نظر مسافران هر هتلی است فکر می کنم که میتونم نمره خوبی به صبحانه هتل عامری بدم. از این موضوع نباید گذشت که سوسیس با تمامی مضراتش جزو جاذبه های توریستی هر هتلی به حساب میاد. اما در کاشان کلا مرسوم نبود.



تا جایی که میشد و یادم بود همه چیز رو براتون تعریف کردم امیدوارم خوب تونسته باشم تعریف کنم و حتما میدونید که بهتون پیشنهاد می کنم  به کاشان سفر کنید و به این خانه های تاریخی سر بزنید.



 







تصاویر